نامه شماره بیست و پنج - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 16:24
لطفااااااااا هرکی این پستو میخونه برام دعا کنه من فردا راحت و بی دغدغه بابالنگ درازو ببینم خیلی خیلی مهمه لطفا دعا کنید لطفا
نامه شماره بیست و هفت - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 16:24
بم میگه دلم میخواد تو موهات خونه بسازم همونجا زندگی کنم...^-^
نامه شماره بیست و هشت - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 16:24
چمدونش رو بسته با گریه تا به آغوش تو فرار کنه یه عالمه بغض دارم یه عالمه اشک نریخته که حتی دلیلاشونم نمیدونم فقط دلم گرفته همه رو حتی تورو دور کردم از خودم فقط زانوی غم بغل گرفتم و چراشو هم نمیدونم از یه طرف سردردم روانیم کرده.خستمه خستم پناهم باش فقط پناهم باش
نامه شماره سی و یک - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 16:24
انگار از دست رفتیم انگار هرچی میخوام مثل قبل باشیم مثل قبل اون جریانا نمیشه وقتی ادم یه چیزیو تجربه کنه که به کامش خوش بشینه نمیتونه ازش دست بکشه نمیخوام دور شیم ولی انگار شدیم انگار داریم ادا در میاریم انگار همش تظاهره انگار معیارا عوض شدن
نامه شماره سی و دو - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 16:24
خوبه ظاهرا همه چیز خوبه بابالنگ درازم اما من غم زیادی دارم خیلی زیاد همش غصه میخورم که چرا اینجوریم که چرا نمیتونم کنار بیام که چرا انقدر مودی ام بعضی وقتا حس میکنم حذب بادم بدم میاد که انقدر از خودم
نامه شماره چهار - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:53
بابا لنگ دراز عزیز میدونی خیلی بده ادم دلش بخواد یه سری از آدما مثلا یه موقع دیگه وارد زندگیش میشدن دیر تر یا زود تر هرچی اصن فقط کاش وقتی میومدن که دچار این بلاتکلیفی مسخره نباشه زندگی آدم. بابا لنگ دراز شما یکی از همون آدما برای من هستی ، اما الان توی این شرایط فقط برای من حکم ماه رو دارید.ماهی که...
نامه شماره یک - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 2:36
بابا لنگ دراز عزیزم میدونم که قرار نیست هیچوقت این نوشته هارو بخونی اما بالاخره باید جایی برای خالی کردن چرت نویس های به قول شما منه دیوانه باشد تا از شدت فشار جملات پنهان چین و چروک بر صورت و اندام بنده نیفتد. بابا لنگ دراز عزیزم جدیدا دچار حس های عجیبی هستم حس هایی که موجب میشوند فکرم دائما درگیرت...
نامه شماره دو - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 2:36
بابا لنگ دراز عزیزم امروز کلی فکر کردم و بهترین نتیجه ای که گرفتم این بود که واقعا باید با میم جیم جدی حرف بزنم و این رابطه کوفتی بی سر و ته رو تموم کنم چرا که به قول شما این رابطه فقط باعث فشار عصبی و روانی بر من میشه و چه اشکالی داره که من یک بار هم که شده خودخواه باشم؟ حداقلش این است که پس فردا ب...
نامه شماره سه - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 2:36
بابا لنگ دراز عزیزم باور کنید تقصیر من نیس که گاهی اوقات شما را میرنجانم یعنی تقصیر من هست اما عمدی نیست من فقط مانند همه دختران گاهی فقط حسودی های نابجا میکنم که کاملا غیر ارادیست ، بابا لنگ دراز جانم باور کنید شما بیش از یک دوست برای من عزیز هستید و انکار نمیکنم که امروز پیش خودم اعتراف کردم که چق...